Jan
24

چهارمِ بهمن ماهِ نود

امروز بعد از مدتها رفتم کوه، آنقدر حس خوبی دارم که احساس می کنم یکماه به عمرم اضافه شد :)

Dec
07

شانزدهمِ آذرِ نود

هیچ چیز همچون اراده به پرواز، پریدن را آسان نمی کند. (نادر ابراهیمی)

Dec
06

دهمِ محرمِ نود

اللهم ارزقنی شفاعة الحسین یوم الورود.

Dec
04

سیزدهمِ آذرِ نود

The best way to make your dreams come true is to wake up! (Paul Valery)

Nov
27

ششمِ آذرِ نود – اول محرم

خود را چو ز نسل نور می نامیدند

رفتند و به کوی دوست آرامیدند

سیراب شدند زآن که در اوج عطش

آن حادثه را به شوق آشامیدند

(قیصر امین پور)

Nov
26

پنجمِ آذرِ نود

معاشران گره از زلف یار باز کنید، شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند، و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید

پ.ن: البته این به چهارم آذر نود بیشتر می خورد تا پنجم آذر نود! ولی هدف اصلی ثبت کردن خاطره شعر بود!

Nov
25

چهارمِ آذرِ نود

امروز جمعه صبح، در حالیکه شهر خلوت بود و برف محشری می بارید، حس خوبی داشتم:) حس خوب مسئولیت پذیری!

Nov
22

اولِ آذرِ نود

اینجور که بوش میاد، از ترم بعد دوباره پروازهای هفتگی و ایرانگردی شروع میشه! اول صحبت از جنوب بود ولی حالا شمال. بدم نیست البته، چون جنوب رو تجربه کردم، ضمن اینکه خیلی وقته شمال نرفتم، شمالِ خونم اومده پایین!

Nov
20

90-8-29

در دنیایی زندگی می کنیم که لبریز از فکرهای بی پدر و مادری است که 5 درصدش واقعی و 95 درصد باقیمانده خیال پردازی محضه!

Nov
18

90-8-27

الهی، تو آنی که از احاطت اوهام برونی! و از ادراک عقول مصونی، نه محاط ظنونی، نه مُدرک عیونی، کارساز هر مفتون، و فرح رسان هر محزونی، در حکم بی چرا، و در ذات بی چند، و در صفات بی چونی، تو لاله سرخ و لؤلؤی مکنونی، من مجنونم، تو لیلی مجنونی! تو مشتریان با بضاعت داری، با مشتریان بی بضاعت چونی؟

از طبقات الصوفیه/خواجه عبدالله انصاری

« نوشته‌های قدیمی‌تر